بزرگترین اشکال موجود، چند نرخی بودن ارز است

  با شروع سال جدید، بازار ارز با نوسانات زیادی همراه بود. این نوسانات تا جایی پیش رفت که 20 فروردین ماه، معاون اول رییس جمهوری دلار را با قیمت...

حال صادرات خدمات فنی و مهندسی خوب است؟

بزرگترین عامل در توسعه خدمات فنی و مهندسی مسائل مربوط به روابط بین المللی است. در صادرات خدمات فنی و مهندسی با کشور دیگری سروکار دارید و هرچه...

چگونه نرخ ارز با مسکن بازی می کند؟

        برای بررسی وضعیت بازار مسکن ابتدا باید به تعریف دقیقی از اصطلاحاتی چون رکود برسیم. وقتی از رکود می گوییم منظورمان چیست و از چه زاویه...

کد خبر:4873
94/08/26 - 10:40

سعید لیلاز: تبعات اقتصادی برجام

اگر در یک جمله قرار باشد تفسیری از برجام ارائه شود می توان گفت که ایران به لحاظ ژئوپلیتیک یکی از شرافتمندانه ترین معاملات سیاسی در عرصه بین...
سعید لیلاز: تبعات اقتصادی برجام

اگر در یک جمله قرار باشد تفسیری از برجام ارائه شود می توان گفت که ایران به لحاظ ژئوپلیتیک یکی از شرافتمندانه ترین معاملات سیاسی در عرصه بین الملل را انجام داد و پس از یک دهه مذاکره به نتیجه ای دست یافت که مورد رضایت طرفین قرار گرفته است. 

طبیعی است که رسیدن به این بیانیه، غباری که پیش روی آینده کشور قرار گرفته بود کنار زده شد و تصویر شفافی از آن پیش روی فعالان اقتصادی کشور قرار گذاشته شده تا با دلواپسی کمتری فعالیت های خود را توسعه دهند و به سرمایه گذاری بپردازند.

این توافق نگاه تیره و تاری که به سال 94 به عنوان یکی از کلیدی ترین دوره های اقتصاد ایران وجود داشت را تغییر داد و مردم را نسبت به بهبود اوضاع امیدوارتر کرد.

جو پر امید به وجود آمده در میان مردم عادی نشان می دهد که آنها به خوبی می دانند که سیاست تعامل با دنیا چه برکاتی برای اقتصاد ایران دارد و در پیش گرفتن تقابل با جهانیان و به کار بردن الفاظ پر از خط و نشان چه تاثیری بر سفره های آنها می گذارد.

آنها اگر تا دیروز می شنیدند که باید روزی یک وعده غذا بخورند تا تسلیم قدرت ها نشوند، امروز می بینند دولت منتخب شان پرچم سفید دوستی و تعامل را بالا برده و اجماع قدرت های بزرگ را علیه کشورشان شکسته است.

مردم خوشحالند چون گمان می کنند که دوران تورم بالا، رکود کم سابقه و کوچک شدن سفره هایشان به سر آمده و وضعیت اقتصادی کشور در سایه توافقی که دور از دسترس نیست، در مسیر رشد قرار گرفته است. حال باید دید که در سایه مذاکرات صورت گرفته چه وظایفی متوجه دولت است که جو پر امید به وجود آمده را در سایه مدیریتی صحیح به منشا تحولاتی بزرگ تبدیل کند و از آن برای کمک به بهبود وضعیت معیشت مردم و افزایش اشتغال بهره ببرد.

می توان گفت برجام به شمشیر دو لبه ای می ماند که یک سوی آن افزایش امید است و سوی دیگر آن بالا رفتن سطح انتظارات مردم.

مسولان باید مردم را متوجه شرایط گذشته، اکنون و آینده کشور کنند و عقلانیت و اجماع شکل گرفته در دوران تحریم را ریشه ای تر از قبل در دوران پسا تحریم به کار گیرند و عبور از آن را به عنوان خط قرمز خود تلقی کنند.

اگر رئیس جمهور می گوید استقراض از بانک مرکزی یا بالا رفتن پایه پولی خط قرمز این دولت است باید این سیاست را تا پایان ماموریتش در دولت حفظ کند و انضباط مالی شکل گرفته را با تساهل و تسامح مدیریت نکند.

دیهی است که مدیریت اقتصادی کشور در دوره تحریم دستاوردهایی داشته که اقتصاد ایران سال ها انتظار آن را کشیده است. انضباط پولی و مالی یکی از بزرگترین این دستاوردهاست که تورم را کاهش داده و بهترین فرصت را به وجود آورده تا نرخ آن در ماه‌های آینده به زیر ده درصد برسد تا پس از سال ها مردم طعم تورم یک رقمی را بچشند.

بنابراین کارایی عقلانیت فقط نباید به دوره تحریم ختم شود و باید به دوره پساتحریم نیز به شکل عمیق‌تری تعمیم داده شود.

از سویی دیگر نباید این انتظار را در میان مردم به وجود آورد که از فردای برجام سیلی از فراوانی و ارزانی به راه می افتد و آنها می توانند با نوشتن یک نامه به رئیس دولت صاحب چند میلیون تسهیلات شوند.

با توجه به سابقه تاریخی فراموشی سیاستگذاران، قانونگذاران و عامه مردم، باید یادآوری شود که کاهش تورم و رشد اقتصادی در دوره تحریم اتفاق افتاد و رکود، بالا رفتن تورم و ضربه خوردن بخش تولید محصول دورانی بود که تحریم های هسته ای اعمال نشده بودند و صرفا در سایه سیاست های پوپولیستی و غیر کارشناسی رخ داد.

پس بهره برداری بهینه از جو امید به وجود آمده در صورتی محقق خواهد شد که نگاه کارشناسی دولت به مسائل گوناگون به بوته فراموشی سپرده نشود و رئیس جمهور خود را کارشناس ارشد نداند و همواره مشاورانی آگاه و دلسوز را در کنار خود داشته باشد.

می توان گفت که هم اکنون دولت تدبیر و امید فرهیخته ترین تیم اقتصادی را در کنار خود دارد که دانش و تجربه آنان در طول تاریخ اقتصاد کشور قابل مقایسه با کمتر دوره ای است. بدیهی است که دولت در کنار چنین مشاورانی می تواند از سیاست های پوپولیستی خطرناک و نگاه های غیر کارشناسانه فاصله بگیرد و اقتصاد را به مسیری هدایت کند که در برابر طوفان های مختلف مقاوم باشد.

در این میان دولت با عبرت از تجربه دولت های گذشته می تواند سیاست هایی را در پیش گیرد که اثرگذاری بیانیه لوزان بر اقتصاد ایران کاراتر باشد و سازهای رشد اقتصادی با هماهنگی بالایی نواخته شود که اگر چنین شود آنگاه نبض بنگاه های اقتصادی تند تر خواهد زد و تولید کشور از رکود خارج خواهد شد. 

بر اساس مطالعات صورت گرفته بر اقتصاد ایران، بنگاه های اقتصادی بیش از آنکه بر اساس شرایط کنونی اقدام به برنامه ریزی بپردازند تابع چشم اندازهای آینده هستند و طبیعتا سال کاری و مالی خود را بر اساس بیانیه صورت گرفته تنظیم می کنند و فعالیت های خود را توسعه می دهند.

رفتار و گفتار دولت می تواند بسیار تعیین کننده باشد تا اقتصاد را در کوتاه مدت کاراتر کند از این رو دولت باید سعی کند در سه ماهی که به توافق مانده علائم مثبتی را به فعالان اقتصادی به عنوان سربازان سازندگی دوران پساتحریم نشان دهد. به عنوان مثال اگر دولت نرخ بهره را از 22 درصد کنونی به 20 و سپس به 18 درصد کاهش دهد در این حالت شاهد خواهیم بود که سیاستگذار علامت مثبتی را فعالان اقتصادی می دهد که باعث خواهد شد عمق اعتماد به برجام افزایش یابد و احتمالا در میان مدت رونق را به وجود آورد.