نوسان در بازار کار

      بیکاری همچنان در صدر مشکلات اصلی کشور است، موضوعی که در سال‌ها و دهه‌های گذشته نیز دولت‌های مختلف با آن دست و پنجه نرم کرده‌اند تا...

استقلال تامین اجتماعی و وصول مطالبات را دنبال کنید

      با نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس شورای اسلامی، بازار حمایت ها از نامزدهای انتخابات مجلس و طرح انتظارات داغ شده است. کانون اعتلاء تامین...

معیار افزایش دستمزد کارگران چه خواهد بود؟

      در حالی یک و ماه و نیم به پایان سال باقی‌مانده که همچون سال‌های گذشته هنوز تکلیف دستمزد سال آینده کارگران روشن نشده است و به نظر می‌رسد...

کد خبر:4799
94/08/20 - 09:22

چرا به توسعه مطلوبمان نمی‌رسیم؟

      محسن خلیلی عراقی/عضو هیأت نمایندگان اتاق تهران گلایه معروف «کشور برای من چه کرده و تو برای کشورت چه کرده‌ای؟» با مفهومی مشابه توسط...
چرا به توسعه مطلوبمان نمی‌رسیم؟

 

 

 

محسن خلیلی عراقی/عضو هیأت نمایندگان اتاق تهران

گلایه معروف «کشور برای من چه کرده و تو برای کشورت چه کرده‌ای؟» با مفهومی مشابه توسط بسیاری از رهبران، خطاب به مردم ابراز شده است. توسعه؛ عاملی است که پایه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دارد و کارکرد؛ دیدگاه‌ها و رفتار تمامی جامعه بر آن تأثیر می‌گذارد و فراگردی همه جانبه است. ما مدیران در فرآیند توسعه سهمی شایان توجه داریم که در آن دیدگاه‌ها و تفکرات و آرزوها و رفتار و آگاهی‌هایمان اثر تعیین‌کننده دارد.

بالا بردن توانمندی‌های ما مدیران در راه تکامل تخصص‌های خود و فراگیری علم و دانش روز، مانند ایجاد شاهراه‌ها و راه‌های ارتباطی و امکانات زیربنایی که مبادلات مادی و فیزیکی را امکان‌پذیـر می‌سازد، نقشی اساسی دارد و می‌تواند توسعه اقتصادی را که مورد نظر ما است عملی سازد.

در ارتباط با مسائل اقتصادی کشور، همیشه با شاخص‌های قابل رویت در سطح، چون نرخ ارز و تورم برخورد می‌کنیم و در عمل عوامل ریشه‌ای که بیانگر مسائل بسیار پیچیده‌ای در بطن نظام اقتصادی‌اند از نظرمان دور می‌ماند. هرگاه که فعل و انفعالات داخلی بسیار پرقدرت اقتصادی در عمق و بطن نظام اقتصادی به کارکرد خود ادامه دهد و به دلایلی نیز تشدید شود، آنگاه در ظاهر و سطح نظام اقتصادی نیز علائم و بیانگرهایی بروز می‌کنند که توسط عموم قابل مشاهد می‌شود. در چنین حالتی عامه مردم از خود می‌پرسند «چرا به توسعه مطلوبمان نمی‌رسیم؟» از آنجا که جمهوری اسلامی ایران با ثبات‌ترین، پرجمعیت‌ترین و از لحاظ نظامی قویترین کشور منطقه محسوب می‌شود، بنابراین منطقی است که این کشور به مرکز مالی منطقه تبدیل گردد که افسوس خلاف آن به وقوع پیوسته است.

انضباط مالی، کوچک شدن دستگاه‌های دولتی، اعمال صرفه‌جویی، حذف طرح‌های فاقد توجیه اقتصادی، مانند تعطیلی کارخانه‌های زیان‌ده و یا تجدید ساختار آن‌ها باید صورت گیرد که افسوس در اعمال این چنین موارد سعی موثر و اقدام اساسی صورت نمی‌پذیرد.

برای توسعه باید با دنیا روابط تجاری موثر داشت. بهبود کیفیت و افزایش کارآیی صنایع داخلی و پیشرفت تکنولوژی در تعامل با بازارهای خارجی حاصل می‌شود. این‌گونه مسوولیت‌ها به نحو مطلوب از سوی دولت ایفاء نمی‌شود و ما را از توسعه پایدار و پویا دور می‌سازد. در این بررسی به برخی علل و راه‌کارها اشاره می‌کنیم:

تحول در رفتار انسان‌ها یکی از پیش‌شرط‌های اساسی توسعه است

در فرآیند توسعه، شخصیت، ذهنیت و الگوهای رفتاری انسان‌ها باید دچار تحول شود. مجموعه این تحولات باعث پدیدار شدن انسانی می‌شود که به بهترین وجه قادر است در جامعه‌ای پیچیده و در حال تحول، از عهده نقش‌هایی که به او محول می‌شود، برآید. این تحول یا ویژگی‌ها را می‌توان در متن زیر توصیف کرد:

انسان توسعه‌یافته صنعتی تشکل‌گرا یا به عبارتی انسان دارای فرهنگ صنعتی، انسانی است که آن دسته از صفات، مهارت‌ها، شایستگی‌ها، نگرش‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های تفکر و الگوهای رفتاری را دارا باشد که برای فعالیت کارا و اثربخش در نظام پیچیده جامعه صنعتی مناسب است.

هر برنامه آموزشی در درازمدت باید تلاش کند تا افراد جامعه را در جهتی سوق دهد که نهایتا این ویژگی‌ها را دارا شوند. در غیراین‌صورت نه برنامه توسعه اجتماعی جامعه موفق خواهد شد، و نه آن برنامه آموزش خاص، اثربخشی خواهد داشت.

این ویژگی‌ها برای تمام سطوح جامعه ضروری است. البته باید توجه داشت که مجموعه آن‌هاست که به تغییر رفتار می‌انجامد و همانطور که مشاهده خواهد شد، با یکدیگر همبستگی درونی داشته و مجموعه‌ای بهم پیوسته را تشکیل می‌دهند. به فهرست عوارض مدیریت که تحقق توسعه کشور ما را با دشواری روبرو می‌سازد، اشاره می‌کنیم.

عوارض ذهنی و فکری مدیران واحدهای تولیدی و خدماتی که می‌تواند پیش‌آمد توسعه را با دشواری روبرو سازد

  • عدم احساس وابستگی ملی و همکاری با سعی و کوشش در راه تحقق آرمان‌های ملی و نیل به اهداف کلان اقتصادی.
  • کم آگاهی از اثر نقش توسعه اقتصادی جامعه بر شکوفایی اقتصاد در سطح خرد و واحدهای تولیدی.
  • عدم احساس نقش و اهمیت در مقیاس کلان و در نتیجه احساس بی‌هویتی در سطح کلان[۱]
  • تمایل نداشتن به پرداخت مالیات و مشارکت در تأمین هزینه‌های ملی
  • کم توجهی به خواسته‌های مشتری و بی‌اعتنایی به نقش کلیدی مشتری که در یک اقتصاد سالم، تعیین‌کننده بازار است.
  • عدم بهره‌جویی از آمار و اطلاعات و بی‌اعتنایی نسبت به تولید آمار و اطلاعات صحیح و به موقع و نشر آن
  • بی‌اعتقادی و بی‌اعتمادی نسبت به بخش عمومی و عدم احساس همدلی با دولت و مدیران دولتی و اجتناب از همکاری با سعی و کوشش به‌صورت ارائه اطلاعات و تعامل فکری
  • عدم درک اهمیت توسعه و کوشش نکردن در ایجاد محیط توسعه‌آفرین در درون واحدها
  • عدم کوشش در راه‌حل‌یابی برای صرفه‌جویی در مصرف منابع پایان‌پذیر و حفظ محیط‌زیست
  • کم آگاهی از پیشرفت‌های علمی، تکنولوژیکی و تأثیر و نقش آن‌ها در توسعه اقتصادی و اجتماعی
  • فقدان علاقه به مسائل اقتصادی ـ سیاسی ـ اجتماعی در مقیاس جهانی و کسب جهان‌بینی
  • عدم استفاده از علوم کاربردی و کوشش در استفاده از آن برای بهبود مدیریت و تولید و نادیده انگاشتن همکاری با دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی
  • بی‌اطلاعی از راه‌های افزایش ارزش و درآمد خارج از حوزه تولید فیزیکی کالا. کم اعتنایی به تجارت و داد و ستد کالاها و خدمات، تکنولوژی و خدمات فنی و مهندسی در سطح ملی و بین‌المللی
  • بی‌میلی نسبت به کار جمعی، ایجاد تشکل و فعالیت بر محور منابع جمعی و مشترک
  • نادیده انگاشتن گردآوری و تدوین تجربه‌ها و انتقال یافته‌های تجربی از نسلی به نسل بعد
  • بی‌توجهی به ضرورت حفظ و تداوم فعالیت واحد تولیدی از راه جانشین‌پروری، اتخاذ روابط پرجاذبه اجتماعی که جمع شدن کادر دلباخته و وفادار کارکنان را بصورت یک خانواده، ممکن سازد.

اکنون به نظراتی اشاره می‌شود که در کشورهای نو صنعتی شده به حاکمیت اقتصاد بازار منتهی شده است:

  • فراهم کردن نیروی کار ماهر برای جامعه
  • به‌کارگیری صحیح علم اقتصاد
  • توسعه صنعتی بر مبنای تشویق صادرات کالاهای صنعتی
  • سرمایه‌گذاری‌های بسیار مولد
  • تجمع سرمایه
  • عنایت به علوم انسانی و علوم اجتماعی و علوم پایه
  • اعتقاد به پس‌اندازهای کوچک
  • عنایت جدی دولت به ایجاد اشتغال به‌جای اصرار در تعیین حداقل دستمزد
  • مرتبط ساختن مزد به بازدهی و تقاضای بازار
  • هدایت و تخصیص اعتبارات بر مبنای کارکردها
  • بالا بردن رشد، کارآیی، بازده با بهره‌گیری از تکنولوژی‌های برتر
  • توجه صنایع پیشرفته و برتر
  • تکیه کردن دولت بر بخش خصوصی
  • تبلیغ این واقعیت که همه از مزایای رشد بهره می‌گیرند
  • مدیریت مسوولانه اقتصاد کلان، نرخ پایین تورم و کسر بودجه، پیدا شدن نرخ‌های پس‌انداز استثنایی
  • برقراری کانال‌های ارتباطی دولت و بخش خصوصی از طریق تشکل‌ها
  • همه افراد جامعه باید از مزایای رشد و توسعه برخوردار شوند
  • وحدت نظر و عمل دولت، بخش خصوصی و سازمان‌های کارگری و استفاده از مکانیزم‌های بسیار سنجیده در جهت اهداف ملی توسعه
  • عرضه نیروی کار کاردان به بخش‌های اقتصاد
  • سازماندهی دولت با افرادی کارآمد و هدفمند
  • بی نظری سیاسی و تعهد به منافع ملی
  • همه مسوولان از ابتدا می‌دانسته‌اند که برای امور مربوط به خود باید حساب پس بدهند و افکار عمومی قاضی و ناظر آن‌ها بوده است
  • ایجاد مکانیسم‌های تکیه بر منابع قطعی برای از بین بردن کسر بودجه دولت
  • منبع: اتاق تهران